آموزش تیــــــــــــــکّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّــــــــــــــــــــــــــه

با سلام به دوستان عزیز و مهربانم .حالتون چطوره .قبل از اینکه حرفام رو شروع کنم باید از خسرو جان دوست و داداش خوبم که نویسنده وبلاگ اشو زرتشت بود بپرسم که چرا اینکارو کردی و دیگه نمی نویسی ؟ حیف اون متنهای زیبا و پراحساس نبود؟از دست چی و کی خسته شدی داداش؟ کار کردن برای خدا حالا تو هر آئینی مخصوصا تو آئین پاک زرتشت که خستگی نمیشناسه. اگه دیگه از نوشتن خسته شدی ،پس من چی بگم که نزدیک به 5 تا سایت رو به روز می کنم و هزار تا مشغله دیگه از درس بگیر تاااااااا کار و بار وغیره؟ به هر حال تصمیمیه که گرفتید و من هم به تصمیم شما احترام می ذارم اما امیدوارم که زودتر باز مطالب قشنگت رو بخونم

حمید جان گلدوست من چطوره ؟آقا این داداش حمید ما هم اونروزی ما رو از خنده روده بر کردا.رفته یه مطلب از وبلاگ من نوشته و اومده که با ذکر منبع و بدون کم و کاست بنویسه به جای اینکه مطلب مربوطه رو فقط بنویسه چیزائی رو هم که من قبلا نوشتم و ربطی به مطلب نداره نوشته شما هم برید ببینیدو کیف کنید از اینهمه صداقت و رعایت کپی رایت .حمید داداش بابا گفتند ذکر منبع نه دیگه اینهمه با شدت که بیائی همه پست رو بنویسی داداش .به هر حال بازم ممنون گه منبع رو نوشتی حمید جان

از آنسوی دریا هم ممنون که با نظرشون منو راهنمائی کردن .من الان که این پست تموم شه می رم و امتحان می کنم و شما هم این کارو که می گم انجام بدید شاید درست شد

در صورتی شما به عضویت کلوپ پرسپولیسیا یا دهکده سبز در اومدید و به عبارتی عضویت شما تائید شده که پس از عضویت منوئی که در سمت راست صفحه است برای شما فعال شده باشد اگر اینطور نبود شما عضو نشده اید هنوز که با این حال من می رم و قسمت اعضا رو ببینم که چه اشکالی داره.اما برای عضویت در کلوپ باید اینکار رو انجام بدید .روی نوشته ای که در سمت راست و بالای صفحه که به انگلیسی نوشته جوین دیس گروپ کلیک کنید که به صفحه ای می رید که از شما ای دی و پس ورد ایمیل یاهوی شما رو می خواد که پس از وارد کردن کلیک کنید تا باز به صفحه اول کلوپ وارد می شید و در اینجا باید برید پائین صفحه و روی جوین کلیک کنید تلا عضو کلوپ شید .امیدوارم که جواب بده

راستی امروز می خوام چند تا تیکه باحال یادتون بدم

یکی برای اونائی که دانشجو هستند

چند ترم قبل تر تو دانشگاه یه دختره به ما گیر داده بود و می خواست که با ما دوست بشه و حسابی هم به دوستاش گفته بود و همه می دونستند الا خود من که فقط متعجب بودم که چرا هر بار یه جوری منو نگاه می کنه .تا اینکه یه روز یه دختر خانمی که دوستش بود اومد پیش من و گفت فلانی یکی می خواد با شما دوست بشه و عاشقته و خلاصه از این حرفا .آقا ما رو می گی کرک و پرم ریخته بود که چه جوابی بدم به این حرف بدون مقدمه .و کار من هم خیلی سخت بود چون که نساید طوری جواب می دادم که خدای نکرده ضربه رو حی به اون دختر خانم محترم وارد شه و خدا هم از دستمون ناراحت نشه به خاطر دل شکست .گفتم که خودم باهاش صحبت می کنم و آخر سر یه روز چون خودم نتونستم بهترین دوست دانشگاهیم رو که الان درسش تموم شد پیشش فرستادم تا از قول من صحبت کنه و دستش هم درد نکنه با این کارش و طرز صحبتش رفت طوری صحبت کرد که تائیرش رو از همون روز تو نگاه دختره دیدم.دیدم که صد دل عاشق تر شده بود و کار من بیچاره مشکل تر.خدا بگم چیکارت کنه فرهاد.خلاصه یه روز خودم پیش خودم گفتم باید آهسته آهسته حرفامو بهش بگم

به همین حاطر یه روز سر کلاس درس بودیم و استاد عزیزم دکتر بهرامزاده که یه دنیا دوستش دارم و مقاله های قشنگ و پر معناش رو همین روزا تو سایتم می ذارم هم اومد کلاس تا به ما روش تحقیقف رو درس بده و لی قبل از هر چیز من بدون مفدمه از استاد پرسیدم استاد چرا بعضی از این خانما هنوز ریاضی پیش رو پاس نکردن ولی می یان از ما آمار می گیرن؟ آقا خودم هم کف کردم از این تیکه باحال که دکتر رو بخ من کرد و پرسیذ یه بار دیگه می گی؟گفتم استاد مگه متوجه نشدید که ایشون فرمودند چرا اما می خوام این خواهرا متوجه شن و بار دوم که گفتم تازه نصف بچه ها که قضیه رو تازه فهمیده بودن تازه شروع به خندیدن کردندو ابعدش سریع پشت سر حرفم ادامه دادم که استاد البته من آمارم رو پاس کردم هم آماذ یک و هم آمار دو رو و هر دوش رو هم دادم به یکی دیگه

خلاصه چند روز گذشت و من دیدم که دختره دیگه منو نگاه نمی کنه اول خوشحال شدم اما بعدش وقتی فهمیدم که از دستم ناراحته یه روز بدون مقدمه رفتم پیشش تا هر طور شده طوری باهاش صحبت کنم که حرفای منو بدون ناراحتی قبول کنه

سه ساعت صحبت کردم و بهش گفتم که همونطور که می دونید عشق برای اینکه دوام و استحکامی پایدار و ابدی داشته باشه باید دو طرفه باشه نه یک طرفه .البته نه اینکه من تو شخصیت شما مشکلی دیدم .نه به خدا بحث من یه چیز دیگستو حرفم یه حرف دیگه

حلاصه بعد از چند ساعت با اینکه باز ناراحت بود و دلیلشو متوجه هم نشدم ازش معذرت خواهی کردم و تموم شد

آموزش تیکه دو

تو شرکت مشغول بودیم تلفن زنگ زد

الو ؟؟؟؟

ولی طرف فوت می کرد .تا اینکه یه دفعه گفتم

الو پنچر گیری بفرمائید

دختر خانمی بود و از خنده روده بر شد و آخر گفت من می خوام با شما صحبت کنم .گفتم ببخشید می تونم یه سوال کنم؟ گفت بفرمائید و من پرسیدم من اگه نخوام با کسی صحبت کنم چی؟ گفت بابا تو یعنی تو اینقدر مذهبی هستی؟ فقط یه صحبت معمولی و یه دوستی جزئی مثل دوستیی که با فرهاد داشتی .و پرسید چرا با دخترا دوست نمیشی؟

گفتم ببینید خانم من مذهبی هستم و خیلی بیشتر از اونی که فکر کنی اما بلا نسبت بعضیا احمق و متحجر نیستم که دوستی رو منع کنم

آدم می تونه یه دوست داشته باشه در مورد مسائل کاری یا هر جای دیگه اما از اونجا که ماشا الله اکثر دخترای ایرانی خیلی خیلی احساسی برخورد می کنن و زود جو می گیرشون .به همین خاطر بعد از مدتی که دوست می شن می یان و می رن سر وقت یه جمله تو مایه های آی لاو یو

و نتیجه اینطور می شه که امروز کشور ما از نظر تعداد طلاق تو جهان اوله

چشم حسودا کور شه که نمی تونن پیشرفت ما رو تو جهان ببینن

آخه عشق مقدسه و ارزش داره نه اینکه به هرکی که رسیدی چه خوب چه بد فقط به خاطر اینکه به حضورش عادت کردی عاشقش بشی.بابا وقتی دو نفر با هم یه مدت تو یه جا همنشین و همکار می شن به هم عادت می کنن نه اینکه عاشق هم بشن

امان از دست این جو >که چون متغیره خیلیا رو می گیره و تازه بد جور هم می گیره
30.gif04.gif03.gif07.gif
راستی نظرتون درباره مونا مونا چيه؟اطلا ديدينش؟ببينيد و از خنده روده بر شيد
حق یارتون

/ 0 نظر / 14 بازدید