گل شب بوی من مزيم

یه داستان کوتاه از خودم با نام
گل شب بوی من مریم
آخرای شب بود ، شایدم اولای صبح بود. نمیدونم! ولی همینو می دونم که بازم دیدمش. اونم پس از مدتها! بی خبر اومده بود.درست مثل رفتنش که بی خبر رفته بود.نگاهش کردم ولی اون نگام نکرد
بهش گفتم سلام!تو کجا اینجا کجا؟را گم کردی یا باز اومدی عذابم بدی
گفت هیچ کدومش !اومدم تا یه چیزو بهت ثابت کنم
گفتم حالا اومدی ؟اصلا تو چی رو می خوای ثابت کنی؟ تو خیلی وقته که خیلی چیزارو ثابت کردی
....
خودم هم می دونستم که هنوزم عاشقشم ،هنوزم که هنوزه براش هر وقت بگه جونمو میدم ، هنوزم که هنوزه چشماشو به یه دنیا نمیدم و هنوزم که هنوزه ... اما نمیدونم چرا نمی تونستم ببخشمش.
آخه می ترسیدم اینبارم راست نگه .آخه گناه من چی بود شما بگید ؟
نه اصلا از خودش می پرسم و پرسیدم هم اما ؟
بازم مثل همیشه فقط نگام کرد. از همون نگاههائی که توش پر بود از پشیمونی و درخواست بخشش
نمی خواست به زبون بیاره یا چیز دیگه نمیدونم .ولی وقتی چشماشو دیدم دیگه داشت طاقتم تموم می شد چون نمی تونستم تو این حالت ببینمش . کسی که همه دنیای من بود و هست و خواهد بود. می خواستم بهش بگم که آخه تو که کاری نکردی که اینطور با نگاهت می خوای تا ببخشمت خانومی من .اصلا من چیکاره ام که بخوام تو رو ببخشم یا نبخشم عزیز دلم
می خواستم همه این حرفا رو براش بزنم با یه عالمه حرفای دیگه که تو این سالها تو دلم مونده بود
از سرزنش دوستام  بگیر که بعضیاشون حتی منو احمق خطا ب می کردن به خاطر دل بستن بیخودی به کسی که دیگه بر نمی گرده تا غم و غصه های شبای تنهائیم .
حالا می رم به همشون می گم که
آهای اونا که گفتید عشق من پوچه و انتظار بیخودی می کشم
بیائید ببینید عزیزم رو که اومده اونم با یه دنیا مهربونی مثل همیشه
می خواستم بهش بگم که اومدی فدات شم الهی ولی تو رو خدا دیگه نرو که می میرم
ولی....یه دفعه
صدای اذان بیدارم کرد
خدایا یعنی بازم مثل همیشه خواب می دیدم؟
بازم مثل همیشه متکام خیس خیس شده بود؟
خدایا چیکار کنم . بازم که تو خواب اومد پیشم!خدا جون چرا من هر شب باید اونو تو خواب ببینم در حالی که هر شب مثل شب قبل با نگاش ازم می خواد که ببخشمش؟
چرا حرفی نمی زنه؟
خدا جون شاید یه جاست که نمی تونه بیاد ولی دلش پیش منه؟
نه نه نه
اگه اینطوره چرا بی خبر رفت؟ چرا الان به من نمیگه که کجاست و چیکار می کنه؟
شاید که دیگه پیش تو اومده باشه
نه امکان نداره
خدایا اگه تو اینکارو کرده باشی هیچوقت نمی بخشمت
اگه گلم رو برده باشی پیش خودت . بد کاری کردی
آخه خدا تو اینهمه فرشته تو آسمونت داری .اونوقت نخواستی که یکی از اونا که اشتباهی فرستاده بودی پیش من ،کنارم بمونه
خدای من تو که نمی دونی چه عذابی می کشه آدم ، وقتی یکیو که همه دنیاش باشه از دست بده .
اصلا تو که آدم نیستی که این چیزا رو متوجه شی
چون یک نفر رو دوست نداری و نخواهی داشت . واسه تو همه عزیزن و تازه وقتی هم که بمیرن تازه بهت نزدیک تر می شن
ولی من چی که اون همه دنیام بود؟ .
نه تو اینکارو نمی کنی چون می دونی که مریم تنها گل باغ عشقم بود و هیچوقت راضی نمی شی باغم رو نابود کنی و اون یدونه گل رو هم ببری پیش خودت
نه من مطمئنم که اینکارو نکردی
پس آخه کجاست ؟ اصلا به فکر من هست؟ آره حتما هست که هر شب می یاد تو خوابمو با نگاش بهم می گه که ببخشمش
شایدم اصلا به من فکر نمی کنه و داره تو دنیای خودش و با یکی دیگه زندگی می کنه
به هر حال همینقدر که معرفت داره و هر شب می یاد تو خوابم برای من از سرم هم زیادیه و من می بخشمش با همه نامردیهائی که کرد
می بخشمش ولی خدا جونم تو رو خدا منو از این سرگردونی نجات بده
خدا جون پیداش می کنم یا نه؟ می یاد پیشم یا نه؟
نظر شما چیه؟
F159E0C2A7.gif

/ 0 نظر / 17 بازدید